کالبدشکافی معماری ماژولار: بررسی فنی Celestia، لایه DA و آینده اتریوم

تاریخ تکنولوژی همیشه با یک الگو تکرار میشود: سیستمهای اولیه به صورت «یکپارچه و همهکاره» ساخته میشوند، اما با رشد مقیاس، ناچار به «تخصصگرایی و ماژولار شدن» روی میآورند. رایانههای مینفریم (Mainframe) دهه ۷۰ میلادی را به یاد بیاورید؛ غولهای آهنی که پردازش، حافظه و ذخیرهسازی را در یک واحد مدیریت میکردند. امروزه، معماری میکروسرویسها و پردازش ابری جایگزین آنها شده است. بلاکچین نیز اکنون در همین نقطه عطف تاریخی ایستاده است. دوران بلاکچینهای یکپارچه (Monolithic) مثل بیتکوین و اتریوم اولیه، که سعی میکردند همه کارها را به تنهایی انجام دهند، به سر آمده است. ما وارد عصر بلاکچینهای ماژولار (Modular Blockchains) شدهایم. در این مقاله جامع از خط دید، نه تنها به چیستی این فناوری میپردازیم، بلکه معماری فنی، ریاضیات پشت پرده (مانند Erasure Coding) و تغییرات اقتصادی عظیم ناشی از آن را زیر ذرهبین میبریم.
دیوار مقیاسپذیری و شکست معماری یکپارچه
برای درک عمق این انقلاب، باید ابتدا بفهمیم چرا معماری فعلی به بنبست رسیده است. در یک بلاکچین یکپارچه (Monolithic) مانند سولانا (Solana) یا زنجیره اصلی اتریوم (قبل از آپدیتها)، یک نود (Node) واحد مسئول انجام چهار وظیفه سنگین و حیاتی است:
۴ وظیفه حیاتی بلاکچین:
- اجرا (Execution): محاسبه تغییرات وضعیت (مثلاً کم کردن ۱ توکن از آلیس و اضافه کردن به باب).
- تسویه (Settlement): حل و فصل نهایی اختلافات و مدیریت پلها (Bridges) برای نقدینگی.
- اجماع (Consensus): توافق غیرمتمرکز بر سر ترتیب تراکنشها.
- دسترسی به داده (Data Availability – DA): انتشار دادههای تراکنش به شکلی که همه بتوانند آن را دانلود و بررسی کنند.
مشکل اینجاست: وقتی این چهار وظیفه در هم تنیده هستند، شما گرفتار «سهگانه بلاکچین» (Blockchain Trilemma) میشوید. اگر بخواهید سرعت (Scalability) را بالا ببرید، باید سایز بلاکها را افزایش دهید. افزایش سایز بلاک یعنی نودها به سختافزار قویتری نیاز دارند. سختافزار گرانتر یعنی افراد کمتری میتوانند نود اجرا کنند و این یعنی تمرکزگرایی (Centralization) و کاهش امنیت. این بنبستی است که معماری یکپارچه نمیتواند از آن فرار کند.
پارادایم ماژولار: تقسیم کار تخصصی
معماری ماژولار این فرض را مطرح میکند: چرا یک زنجیره باید همه کارها را انجام دهد؟ در این مدل، ما سیستم را به لایههای مستقل میشکنیم. تصور کنید به جای اینکه یک آشپز (بلاکچین یکپارچه) هم سفارش بگیرد، هم آشپزی کند، هم ظرف بشوید و هم حسابداری کند، ما یک تیم کامل (استک ماژولار) داریم که هر بخش آن توسط متخصصترین فرد انجام میشود.
تشریح فنی لایهها در استک ماژولار
۱. لایه اجرا (Execution Layer): سرعت نور
این لایه جایی است که کاربر با آن تعامل دارد. رولآپها (Rollups) مانند Arbitrum و Optimism در اینجا قرار دارند. آنها تراکنشها را خارج از زنجیره اصلی پردازش میکنند، آنها را فشرده کرده و فقط نتیجه نهایی را گزارش میدهند.
نکته کلیدی: لایه اجرا میتواند متمرکز باشد (برای سرعت بالا) زیرا امنیت خود را از لایههای پایینتر میگیرد.
۲. لایه دسترسی داده (Data Availability): قلب تپنده ماژولاریتی
این مهمترین بخش پازل است. در بلاکچینهای سنتی، نودها باید تمام دادهها را دانلود کنند تا مطمئن شوند بلاک معتبر است. این یعنی گلوگاه! پروژههایی مثل Celestia و Avail این مشکل را با یک روش نبوغآمیز حل کردهاند: چطور مطمئن شویم دادهها وجود دارند بدون اینکه آنها را دانلود کنیم؟
ریاضیات پشت پرده: DAS و Erasure Coding
اینجا جایی است که جادو اتفاق میافتد. لایههای DA مدرن از دو تکنیک رمزنگاری پیشرفته استفاده میکنند:
- کدگذاری پاککننده (Erasure Coding): این همان تکنولوژی است که در CD-ROMها استفاده میشد تا حتی در صورت خش افتادن دیسک، دادهها خوانده شوند. در بلاکچین ماژولار، دادههای بلاک بسط داده میشوند (مثلاً ۲ برابر میشوند). اگر نودها حتی ۵۰٪ از دادهها را داشته باشند، میتوانند ۱۰۰٪ بلاک اصلی را بازسازی کنند. این کار مانع از آن میشود که یک تولیدکننده بلاک بدکار، بخشی از دادهها را پنهان کند.
- نمونهبرداری دسترسی داده (Data Availability Sampling – DAS): نودهای سبک (Light Nodes) که روی موبایل یا لپتاپهای ضعیف اجرا میشوند، به جای دانلود کل بلاک، به صورت تصادفی بخشهای بسیار کوچکی از دادهها را درخواست میکنند. به لطف Erasure Coding، اگر آنها چند نمونه تصادفی را با موفقیت دریافت کنند، از نظر ریاضی میتوانند با قطعیت ۹۹.۹٪ مطمئن باشند که کل بلاک در دسترس است.
نتیجه انقلابی: در معماری ماژولار، هرچه تعداد نودهای سبک بیشتر شود، شبکه میتواند بلاکهای بزرگتری را پردازش کند! یعنی مقیاسپذیری با افزایش غیرمتمرکز بودن بیشتر میشود، نه کمتر.
نبرد استراتژیها: Celestia در برابر Ethereum
در حال حاضر دو رویکرد اصلی برای پیادهسازی این معماری وجود دارد:
رویکرد ۱: سلستیا (Celestia) – ماژولاریتی محض
Celestia خود را “اولین شبکه بلاکچین ماژولار” مینامد. این شبکه هیچ قرارداد هوشمندی را اجرا نمیکند. هیچ dApp مستقیمی روی آن وجود ندارد. تنها وظیفه آن این است: “دادهها را بگیر، ترتیب آنها را مشخص کن و ثابت کن که در دسترس هستند.” این رویکرد به توسعهدهندگان اجازه میدهد تا “رولآپهای حاکمیتی” (Sovereign Rollups) بسازند. یعنی زنجیرهای که امنیت داده خود را از سلستیا میگیرد، اما قوانین اجرایی و اجماع منطقی خود را کاملاً مستقل تعیین میکند. این شبیه به این است که شما سیستم عامل اختصاصی خود را بسازید.
رویکرد ۲: اتریوم (Ethereum) – ماژولاریتی یکپارچه
اتریوم نمیخواهد جایگاه خود را به عنوان لایه تسویه (Settlement) از دست بدهد. نقشه راه ویتالیک بوترین، تبدیل اتریوم به یک لایه DA قدرتمند از طریق Danksharding است. با معرفی EIP-4844 و مفهوم Blobs، اتریوم فضایی جداگانه برای دادههای رولآپها ایجاد کرده است. تفاوت اصلی اینجاست که در اکوسیستم اتریوم، رولآپها معمولاً از قراردادهای هوشمند روی لایه ۱ برای تسویه استفاده میکنند (Smart Contract Rollups)، که امنیت بالاتری دارد اما انعطافپذیری کمتری نسبت به مدل Sovereign سلستیا دارد.
مفهوم جدید: رولآپهای حاکمیتی (Sovereign Rollups)
یکی از جذابترین دستاوردهای معماری ماژولار، ظهور رولآپهای حاکمیتی است. در رولآپهای فعلی اتریوم (مثل Arbitrum)، قرارداد هوشمند روی لایه ۱ “خدای” زنجیره است و تعیین میکند کدام تراکنش معتبر است. اگر باگی در قرارداد هوشمند باشد، پولها از دست میرود.
اما در Sovereign Rollup (که روی سلستیا سوار میشود)، نودهای خودِ رولآپ تصمیم میگیرند چه چیزی معتبر است. لایه DA فقط وظیفه دارد دادهها را نگه دارد و کاری به محتوای آنها ندارد.
چرا این مهم است؟ چون امکان “Hard Fork” را فراهم میکند. اگر کامیونیتی یک رولآپ حاکمیتی از تصمیمات توسعهدهندگان راضی نباشد، میتواند بدون اجازه گرفتن از لایه زیرین، زنجیره را فورک کند؛ درست مثل بیتکوین و اتریوم. این بازگشت به اصل “حاکمیت اجتماعی” در بلاکچین است.
تغییر اقتصاد بلاکچین: پول به کدام لایه میرود؟
در دوران یکپارچه، تمام کارمزدها (Gas Fees) به ماینرها یا اعتبارسنجهای لایه ۱ میرسید. اما در دنیای ماژولار، کیک درآمد تقسیم میشود:
- کاربر نهایی: کارمزد را به لایه اجرا (Sequence) میپردازد.
- لایه اجرا: بخشی از درآمد را برای خود نگه میدارد و بخشی را به لایه DA میپردازد تا دادهها را ذخیره کند.
- لایه تسویه: اگر استفاده شود، کارمزدی برای تایید نهایی دریافت میکند.
تحلیلگران پیشبینی میکنند که در بلندمدت، لایههای DA (مثل Celestia و EigenDA) به دلیل حجم عظیم دادهای که مدیریت میکنند، با وجود کارمزد واحد پایین، درآمد بسیار پایداری خواهند داشت. از طرف دیگر، لایههای اجرا برای جذب کاربر با “کارمزد صفر” رقابت خواهند کرد و مدل درآمدی خود را به روشهای دیگر (مثل MEV) تغییر خواهند داد.
چشمانداز آینده و چالشها
آینده بلاکچین، دنیایی متشکل از میلیونها زنجیره تخصصی است که به صورت نامرئی به هم متصلاند. ابزارهایی مانند RaaS (Rollup-as-a-Service) که توسط شرکتهایی مثل AltLayer و Caldera ارائه میشوند، به هر توسعهدهنده بازی یا اپلیکیشن اجازه میدهند تا با چند کلیک، زنجیره اختصاصی خود را داشته باشد.
اما این بهشت ماژولار بدون مشکل نیست:
- فرگمنتیشن (تکه تکه شدن): وقتی هزاران زنجیره داریم، نقدینگی پخش میشود. بریجها (Bridges) همچنان پرریسکترین بخش دیفای هستند.
- پیچیدگی تجربه کاربری: کاربر نباید بداند که اکنون روی رولآپ X است و باید پولش را به رولآپ Y بفرستد. راهکارهایی مثل “انتزاع زنجیره” (Chain Abstraction) که توسط NEAR و Polygon AggLayer دنبال میشود، برای حل این مشکل حیاتی هستند.
یادداشت سردبیر: بلاکچینهای ماژولار فقط یک “ترند” نیستند؛ آنها بلوغ مهندسی این صنعت به شمار میروند. همانطور که اینترنت از سرورهای اختصاصی به سمت کانتینرها و میکروسرویسها حرکت کرد، بلاکچین نیز راهی جز ماژولار شدن برای جهانی شدن ندارد. مقاله بعدی در نقشه راه ما، «اثبات دانش صفر (ZK-Proofs)» خواهد بود که به عنوان مکمل قدرتمند این معماری، امنیت و حریم خصوصی را به لایه اجرا میآورد.
سوالات متداول تخصصی (FAQ)
تفاوت کلیدی بین Danksharding اتریوم و Celestia چیست؟
هر دو هدف مشابهی دارند (افزایش فضای داده)، اما رویکردشان متفاوت است. Celestia از ابتدا به عنوان یک لایه DA مستقل و agnostic (بیطرف نسبت به اجرا) طراحی شده است و از رولآپهای حاکمیتی پشتیبانی میکند. اتریوم با Danksharding سعی دارد ظرفیت DA خود را در بستر اکوسیستم موجود خود افزایش دهد تا رولآپهای مبتنی بر قرارداد هوشمند (مثل آربیتروم) را ارزانتر کند. در واقع Celestia ماژولاریتی را از صفر ساخته، اما اتریوم در حال بازسازی موتور خود حین پرواز است.
چرا سولانا (Solana) مخالف رویکرد ماژولار است؟
بنیانگذاران سولانا معتقدند که معماری ماژولار باعث پیچیدگی و تاخیر (Latency) در ارتباط بین لایهها میشود. آنها رویکرد “یکپارچه” (Monolithic) را ترجیح میدهند و سعی دارند با بهینهسازی نرمافزار و استفاده از قانون مور در سختافزار، همه چیز را در یک لایه با سرعت بالا همگامسازی کنند (Synchronous Composability). این یک نبرد فلسفی بین “مقیاسپذیری افقی” (ماژولار) و “مقیاسپذیری عمودی” (یکپارچه) است.
نقش EigenLayer در اکوسیستم ماژولار چیست؟
پروژه EigenLayer با معرفی مفهوم Restaking، به اتریوم اجازه میدهد تا امنیت اقتصادی خود (ETHهای استیک شده) را به سایر سرویسها قرض دهد. محصول EigenDA اولین سرویس معتبر (AVS) روی این پلتفرم است که یک لایه دسترسی داده (DA) با امنیت اتریوم اما با بازدهی بسیار بالا ارائه میدهد و رقیب مستقیمی برای Celestia محسوب میشود.
منظور از “لایه تسویه” (Settlement Layer) دقیقاً چیست؟
لایه تسویه جایی است که “حقایق نهایی” ثبت میشوند. برای رولآپها، این لایه (معمولاً اتریوم) دو وظیفه دارد: ۱) بررسی مدارک (Proofs) ارسال شده توسط رولآپ برای اطمینان از صحت تراکنشها ۲) مدیریت داراییهای قفل شده در پل (Bridge). رولآپهای حاکمیتی (Sovereign) ممکن است لایه تسویه جداگانهای نداشته باشند و خودشان مسئول تسویه نهایی باشند.



