دفتر مدیریت پروژه

مدیریت منابع پروژه؛ تفاوت Resource Leveling و Resource Smoothing چیست؟

برنامه‌ای را در نظر بگیرید که در آن دو طراح محصول باید از هفته اول، همزمان روی سه صفحه جدید کار کنند؛ همان هفته‌ای که یکی از آن دو در مرخصی است. برنامه از نظر وابستگی‌ها بی‌نقص به نظر می‌رسد، مشکل اینجاست که منبع کافی برای اجرایش وجود ندارد. اینجاست که دو ابزار مکمل وارد می‌شوند: ترازکردن منابع و هموارسازی منابع.

هر دو تکنیک به یک مشکل پاسخ می‌دهند؛ اختصاص کار بیش از ظرفیت افراد در یک بازه زمانی. اما پاسخ‌شان متفاوت است و انتخاب میان آن‌ها مستقیماً به این بستگی دارد که موعد تحویل مقدس است یا ظرفیت تیم. در ادامه هر دو را تعریف می‌کنیم، در یک جدول مقایسه می‌کنیم و با یک مثال اجرایی می‌بینیم که کدام در کدام موقعیت درست است.

مشکل مشترک: تخصیص بیش از حد منابع

تخصیص بیش از حد (Overallocation) زمانی رخ می‌دهد که مجموع وظایف محول‌شده به یک منبع در یک بازه، از ظرفیت واقعی او بیشتر باشد؛ مثلاً کسی که روزی هشت ساعت کاری دارد، روی کاغذ دوازده ساعت کار ثبت‌شده داشته باشد. در نمودار منابع (Resource Histogram) این وضعیت به‌شکل ستون‌هایی بالاتر از خط ظرفیت دیده می‌شود. اگر برنامه در همین حالت بماند، نتیجه کاملاً قابل پیش‌بینی است: یا کارها دیر تمام می‌شوند، یا کیفیت، یا روحیه تیم.

ترازکردن منابع (Resource Leveling)

در ترازکردن منابع، ظرفیت منبع خط قرمز است و زمان‌بندی تابع آن می‌شود. وظایفی که باعث اشباع شده‌اند جابه‌جا می‌شوند، گاهی موعدها کش می‌آیند و اگر لازم باشد مسیر بحرانی هم تغییر می‌کند. خروجی این روش، برنامه‌ای است که از نظر ظرفیت قابل اجراست، اما ممکن است تاریخ پایان پروژه را عقب ببرد.

این روش مناسب موقعیت‌هایی است که موعد تحویل قابل مذاکره است یا کیفیت و سلامت تیم اولویت بالاتری دارد؛ مثلاً وقتی تصمیم میان تحویل دیرتر با کیفیت و تحویل سر وقت با فرسودگی است. راه دیگرِ فشار را کم‌کردن هم افزودن منبع است، اما این انتخاب هزینه دارد و در دسترس‌بودن مهارت موردنیاز را باید جداگانه بررسی کرد.

هموارسازی منابع (Resource Smoothing)

در هموارسازی منابع، تاریخ پایان پروژه خط قرمز است. وظایف فقط درون شناوری (Float) موجود خودشان جابه‌جا می‌شوند؛ جایی که کار می‌تواند دیرتر شروع شود بدون آنکه پروژه یا وظایف بعدی به خطر بیفتد. نتیجه، منحنی ملایم‌تری از مصرف منابع است بدون آنکه موعد تحویل تغییر کند.

هموارسازی وقتی کار می‌کند که شناوری کافی وجود داشته باشد. اگر فعالیت‌ها تقریباً همه روی مسیر بحرانی باشند، فضای جابه‌جایی نزدیک به صفر است و این روش عملاً چاره‌ای نمی‌سازد. به همین دلیل قبل از هر هموارسازی، باید نقشه شناوری‌ها را مرور کرد تا معلوم شود کدام وظایف واقعاً حق جابه‌جایی دارند.

شناوری از کجا می‌آید؟

شناوری معمولاً در دو جا پنهان است: تفاوت مسیرهای فرعی با مسیر بحرانی، و فاصله‌ای که خود برنامه‌ریز عمداً میان وظایف گذاشته است. برای پیدا کردنش کافی است دیرترین شروع مجاز هر فعالیت را منهای شروع برنامه‌ریزی‌شده‌اش حساب کنید. عدد حاصل، سقف جابه‌جایی همان فعالیت در هموارسازی است؛ فعالیت‌هایی که این عدد برایشان صفر است، عملاً دست‌نیافتنی‌اند و باید با ابزار دیگری نجات داده شوند.

جدول مقایسه دو روش

محور مقایسهترازکردن منابعهموارسازی منابع
قید محوریظرفیت منابعتاریخ پایان پروژه
اثر بر موعد تحویلممکن است موعد عقب بیفتدموعد ثابت می‌ماند
اثر بر مسیر بحرانیمی‌تواند مسیر بحرانی را تغییر دهدمسیر بحرانی دست‌نخورده می‌ماند
محدوده جابه‌جایی وظایفحتی خارج از شناوری هم مجاز استفقط درون شناوری موجود
ابزار اصلیبازچینی وظایف یا افزودن منبعاستفاده هوشمند از شناوری
بهترین زمان استفادهمنابع محدود و موعد قابل مذاکرهموعد قطعی و شناوری کافی

مثال کاربردی: استارتاپ محصولی و صفحه‌های پرونده سلامت

فرض کنید یک استارتاپ محصولی قرار است در قالب نسخه جدید، سه صفحه پرونده سلامت را به اپلیکیشن اضافه کند. دو طراح رابط کاربری دارد و برنامه اولیه هر سه صفحه را از هفته اول آغاز می‌کند؛ نتیجه، تخصیص بالاتر از ظرفیت برای هر دو طراح است. در همین حال، بخش تست پذیرش تا هفته سوم عملاً بیکار می‌ماند.

با نگاه هموارسازی، چون تاریخ ارائه نسخه با هماهنگی‌های بیرونی قطعی شده، شروع صفحه سوم به هفته دوم منتقل می‌شود؛ فاصله‌ای که در شناوری همان فعالیت وجود دارد و هیچ چیز را عقب نمی‌برد. اما اگر به‌جای این حالت، یکی از طراحان همان هفته در مرخصی باشد، ظرفیت واقعاً کم است و شناوری هم جبرانش نمی‌کند؛ اینجا ترازکردن منابع وارد می‌شود، شروع صفحه سوم به بعد از بازگشت منتقل و در صورت لزوم تاریخ ارائه با ذی‌نفعان بازنگری می‌شود.

نکته ظریف این مثال این است که هر دو تصمیم درست بودند، چون هر کدام در جای خودش بود. هموارسازی برای هفته‌ای که ظرفیت وجود دارد اما توزیع نامناسب است؛ ترازکردن برای هفته‌ای که خود ظرفیت کم است.

خطاهای رایج

  • هموارسازی در وضعیتی که شناوری وجود ندارد؛ نتیجه، برنامه‌ای است که روی کاغذ صاف و در اجرا شکسته است.
  • ترازکردن بدون بازنگری موعدها؛ یعنی فشردن همان کارها در ظرفیت کمتر و انتقال فشار به کیفیت.
  • جابه‌جایی وظیفه‌ای که وابستگی سخت به وظیفه دیگر دارد و فراموش‌کردن اثر دومینویی آن.
  • تکیه بر ظرفیت اسمی افراد به‌جای ظرفیت واقعی پس از کسر جلسات و کارهای جاری.

کاربرد عملی

ترتیب پیشنهادی چنین است: اول تخصیص بیش از حد را در نمودار منابع پیدا کنید. بعد بپرسید موعد تحویل این بخش قطعی است یا قابل بازنگری. اگر قطعی است و شناوری هست، با هموارسازی شروع کنید چون کم‌هزینه‌ترین گزینه است و هیچ ریسک تاریخی ندارد. اگر شناوری نیست یا ظرفیت از حداقل لازم کمتر است، ترازکردن را اجرا کنید و از همان لحظه، بازنگری موعد را به‌عنوان بخشی از تصمیم به ذی‌نفعان اعلام کنید، نه بعداً به‌عنوان خبر تأخیر.

در هر دو حالت، پیش از هر جابه‌جایی وابستگی‌های وظیفه را دوباره مرور کنید و مطمئن شوید منبع مقصد خودش ظرفیت آزاد دارد؛ وگرنه تعارض فقط جابه‌جا شده است، نه حل‌شده.

نکات کلیدی این مقاله

  • هر دو روش پاسخ به تخصیص بیش از حد منابع‌اند؛ تفاوت در قیدی است که محور برنامه‌ریزی قرار می‌گیرد.
  • ترازکردن منابع ظرفیت را خط قرمز می‌گیرد و می‌تواند موعد تحویل را عقب ببرد.
  • هموارسازی منابع موعد را ثابت نگه می‌دارد و فقط از شناوری فعالیت‌ها استفاده می‌کند.
  • هموارسازی بدون شناوری ممکن نیست؛ ترازکردن بدون بازنگری موعد، فقط فشار را جابه‌جا می‌کند.
  • پیش از هر جابه‌جایی، وابستگی‌ها و ظرفیت واقعی منبع مقصد را دوباره بررسی کنید.

سوالات متداول

آیا می‌توان هم‌زمان از هر دو روش استفاده کرد؟

بله و در عمل این حالت رایج است. معمولاً ابتدا با ترازکردن، تعارض‌های جدی ظرفیت حل می‌شود و سپس درون موعدهای تازه، با هموارسازی نوسان‌های ملایم مصرف منابع صاف می‌شود. ترتیب مهم است؛ هموارسازی پیش از حل تعارض ظرفیت جواب نمی‌دهد.

کدام روش موعد تحویل را عقب می‌برد؟

فقط ترازکردن منابع ممکن است موعد را تغییر دهد، چون وظایف را حتی خارج از شناوری هم جابه‌جا می‌کند. هموارسازی طبق تعریف تاریخ پایان را ثابت نگه می‌دارد، چون فقط از فضای موجود در خود فعالیت‌ها استفاده می‌کند.

ابزار خاصی لازم است؟

ابزار ضروری نیست؛ نموداری ساده که تخصیص هر نفر را در برابر ظرفیتش نشان دهد کافی است. ابزارهای زمان‌بندی معمول این نمودار را تولید می‌کنند و در پروژه‌های کوچک، یک جدول هفتگی نفر در برابر ساعت هم همین کار را می‌کند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا